عبد الحي حبيبى

92

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اصل اين داستانهاى فارسى و عربى متأسفانه از بين رفته و اكنون سراغى از ان نداريم ، ولى حدس ميتوان زد ، كه داستان شاد بهر ، و عين الحيوة ربطى به همين سامند داشت ، و ابيات ذيل عنصرى نيز از همين داستانست كه شايد على بن احمد اسدى طوسى در حدود ( 450 ه ) آن را در دست داشت و سه بيت را از ان در سند لغت لوس نقل نمود : چون بيامد بوعده بر « سامند » * آن كنيزك سبك زبام بلند برسن سوى او فرود آمد * گفتى از جنبشش درود آمد جان « سامند » را به لوس « 1 » گرفت * دست و پاى سرش ببوس گرفت « 2 » در نام عربى اين داستان كلمهء « عين الحيوة » در نظر من عين ترجمه نام سامند است ، زيرا ( ساه ) در پنبتو بمعنى روح و حياتست ، كه مجازا بر نفس كه نشانهء زندگى است نيز اطلاق شده ، و ساهو شخص زنده و حر و آزاد و داراى حياتست ، جزو دوم اين نام ( مند ) از ادات اتصاف و مالكيت و تصاحب است كه در پنبتو و فارسى هر دو مستعمل است و در پنبتو ريشهء آن در مصادر مندل - منتل بمعنى تصاحب و تملك و دريافتن موجود است . پس سا + مند ( مالك زندگانى و داراى روح و حيات ) باشد . و در پنبتو تاكنون اعلام زيادى را بنام ( سمند خان ) داريم كه همين سامند تاريخى و عين الحيوة عربى باشد ، و طوريكه پيشتر گفتيم ، اگر اين نام را گاهى به نحو لقب و صفت هم بر مسكوكات استعمال كرده باشند ، معنى آن شخص با روح و با نشاط و داراى علايم زندگانى و پهلوان و عين الحيوة عربى خواهد بود . كملو بقول البيرونى كملو بعد از سامند است كه تهوماس با وجود بعد تلفظ آن را با خودوبكه KHVADAVAYAKA سابق الذكر ربط ميدهد و گويد كه حروف اين دو كلمه باهم تصحيف و مزج شده است .

--> ( 1 ) - لوس : فروتنى و لابه كردن ( لغت فرس ) و همين لغت به همين معنى در پنبتو در لوخى پوخى زنده است . ( 2 ) - لغت فرس اسدى طوسى 60 طبع تهران 1336 ش